تولد عمو،شیطنتهات،میز ساده ی یلدا
سلام به بهترین گل پسر دنیا.
چند تا عکس گرفته بودم ازت که یا دوربین رو یادم میرفت بیارم که عکسهات رو از دوربین بزارم یا حال و حس نداشتم. امروز گفتم هرجور شده عکسهای قشنگت روبزارم توی وبلاگت.
عکسها و توضیحات رو توی ادامه ی مطلب میزارم واست عزیزم.
این یکی از عکسهای تولد عمو محمده. تولدش 21 آذر بود
توضیح اینکه تو و عمو محمد خیلی همدیگه رو دوست دارید. این تصویری که میزارم یه عکسه که عموت خیلی از این شوخیها باهات میکنه:


اینم از شیطنتهای آقا سپهر که تا ازش غافل میشی، رفته سر کابینت وسایل شوینده. هیچ راهی هم واسه بستنش پیدا نمیکنم.
وای وای وای وای
انگار نه انگار..... توی عالمه خودشه

وقتی صداش میکنم:
سپهـــــــــــــــــــر چی میکنی مامانی؟!؟!؟!

و وقتی دعواش میکنم ، اینطوری خجالت میکشه:

سرشو میندازه پایین و با یه چیزی ور میره. یا اینکه شیطون کوچولو اینقد توی چشمام زل میزنه تا خنده ام بگیره و اونم غش غش بخنده و .......... دوباره روز از نو و روزی از نو.

اینم از یه میز ساده ی ساده میز شب یلدا و کیک سالگرد ازدواج من و بابایی.
قرار نبود شب یلدا رو خونه باشیم. قرار بود اول بریم خونه باباجون حاجی و بعد برین خونه باباجون اینا.
رفتیم خونه باباجون حاجی و بعد از شام پا شدیم که بریم خونه باباجون اینا، زنگ زدیم گفتن خونه عمع معصومه هستن. ما هم گفتیم یه شب دیگه میاییم.
رفتیم خونه و یه میز ساده ی ساده واسه خودمون چیدیم.
ببخش مامان جان، ایشالا ا گه سال دیگه زنده بوم، تلافی میکنم قربونت برم.



الهی که من فدای هردوتون بشم


تولد عمو،شیطنتهات،میز ساده ی یلدا
